تبليغاتX
!!!سرنوشت حبابی
جمعه سی ام اسفند 1387

سال نوی همتون مبارک!!

بزنید! بکوبید! عشق کنید! بی خیال همه چی از دم!!!

می خوایم ۸۸ رو از اولش حال کنیم تا آخرش بکووووووب!!!

پایه این!؟؟

اینام حرفای بکس آری آری!

من: سال جدیده، دوستون دارم همه دوست جونامو، باهاتونم، می دونید در مورد سال شونزدهم چی می گن دیگه........هر کاری دوست داریم می کنیم و حالشو می بریم، با هم!! عاشیقیتونم!!

یگانه: لی لی لی لی لی لی لی لی! ۸۸ اِتون مبارک!

رومینا: سال نو مبارک! (=> آن اَوِیلبل در یک هفته آینده! حالو شروع کرده از همین الان!)

نگار: اهم اهم...! :دی!! عیدتون مبارککک! (تصمیم گرفتیم این یه بار را تیکه نندازیم، همینو گفته!)

میتی: عید همگی مبارک!

آرزو: سال نوتون مبارک!

پریسا: عید شما مبارک!

 

پ.ن. اگه متوجه نشدید منظور اینه که بکس بیان حرفای خودشونو خودشون اینجا بنویسن!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:31  توسط خورشید  | 

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
گوینده پشت رادیو می گوید : بهترین کاری که امسال انجام دادید رو برای ما اس ام اس کنید. شماره های ما... و تو می مانی با این سوال در ذهنت که بهترین کاری که امسال انجام داده ای چه بوده! همه ی کارهایت عین هم بوده اند. هیچ کدام از آن یکی بهتر نبود، بدتر هم نبوده. بهترینی وجود نداشته است. انگاری یک کلمه دارد توی ذهنت وول می خورد: روزمرگی! هضم نمی شود... یعنی چی که بهترینی وجود ندارد؟!


میگم بد نیس یه کم وقت برای هم بذاریم...

ته ش همه کنکور میدیم. نه ربات به دردمون می خوره نه المپیاد. تازه بعد کنکورم فقط خودمون برای هم می مونیم. خوب نیست دوستیامونو پای درس خراب کنیم... جدی میگم! کاش اندازه ی ۵ دقیقه به این قضیه فکر می کردیم...

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:15  توسط رومینا  | 

سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
و گهش بگیرند این مدرسه را. همه چیز . همه کس!!

همین و بس! حالم به هم میخورد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:34  توسط رومینا  |